سخنی با زندگی

گویند زندگی زیباست!
کدامین زندگی.. کدامین زیبایی..؟
مگر می شود با دیدن این همه زشتی فریاد زیبایی سر داد.

زندگی.. ای زیبای زشت
بدان که به اندازه ی همه عمرم
از تو و اسم سه رنگت کینه دارم.

بیا شکل تنهایی مرا تماشا کن
ببین مرگ مرا در خویش!
من همان جوان نادان دیروز
و همین پیر دانای امروزم.

این حرفا به من نمی آید؟ از سن و سال من گذشته ست؟
حق داری
نه تنها تو بلکه همه حق دارند
اما کاش می دانستید..
نقاشی چهره ام چند ساله می باشد.
(نویسنده رضا حسرت)
+ نوشته شده در دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط رضا
|